تحولات منطقه

۲۸۰ میلیارد تومان برای یک مجسمه؛ رقمی که شاید در نگاه نخست از رونق بازار هنر حکایت کند اما حال و روز عمومی هنرهای تجسمی به استثنای ارقام نجومی حراج تهران، چندان خوش نیست.

بازار هنر در چکش حراج تهران خلاصه نمی‌شود
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

۲۸۰ میلیارد تومان برای یک مجسمه؛ رقمی که شاید در نگاه نخست از رونق بازار هنر حکایت کند اما حال و روز عمومی هنرهای تجسمی به استثنای ارقام نجومی حراج تهران، چندان خوش نیست. فروش مجسمه «هیچ» پرویز تناولی در بیست و ششمین حراج تهران و شکستن رکورد فروش آثار هنری، بار دیگر این رویداد را به کانون توجه آورد؛ هم به‌خاطر رقم چشمگیر معامله و هم پرسش‌ها و حواشی درباره نسبت قیمت‌های نجومی آثار این حراج با واقعیت اقتصادی جامعه هنری. در شرایطی که بسیاری از هنرمندان و گالری‌های کوچک و متوسط برای ادامه حیات حرفه‌ای خود با دشواری‌های اقتصادی روبه‌رو هستند و حتی تنگناهای معیشتی موجب شده چراغ گالری‌های کوچک خاموش شود، رقم فروش حدود هزار و ۲۰۰میلیارد تومانی برای ۱۰۰اثر در حراج تهران، این پرسش را جدی‌تر می‌کند که رونق در کدام بخش از بازار هنر جریان دارد و این رونق تا چه اندازه به بدنه هنرهای تجسمی می‌رسد؟ اگرچه قیمت بالای یک اثر، به‌خودی‌خود، نه نشانه بی‌رونقی هنر است و نه دلیلی کافی برای اثبات رونق فراگیر آن، اما حراج تهران فقط بخشی از بازار هنر را نمایندگی می‌کند؛ بخشی خاص و محدود. در عین حال فاصله میان ارقام چشمگیر حراج و دشواری‌های اقتصادی دیگر بخش‌های این حوزه، پرسش‌هایی درباره چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها، گردش مالی و پایداری بازار هنر را پیش می‌کشد. برای بررسی این موضوع و فهم دقیق‌تر آنچه پشت رکوردشکنی حراج تهران می‌گذرد با «آیدین مهدی‌زاده» مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت‌وگو کردیم که می‌خوانید.

فروش قابل ‌توجه آثار در حراج تهران، به‌ویژه ثبت رکورد جدید با فروش مجسمه «هیچ» پرویز تناولی، بار دیگر توجه‌ها را به بازار هنر جلب کرد. از یک سو، شاهد ارقام بالای معاملات در این حراج بودیم و از سوی دیگر، بسیاری از هنرمندان میان‌رده و گالری‌های کوچک‌ با مشکلات اقتصادی دست ‌و پنجه نرم می‌کنند. وضعیت فعلی گالری‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید و آیا رونق حراج تهران را می‌توان نشانه رونق کلی بازار هنر دانست؟

برای پاسخ به این پرسش، دو مقدمه لازم است؛ نخست اینکه ما در پاییز ۱۴۰۵ با شرایطی خاص از جمله جنگ و تحریم‌های اقتصادی مواجه هستیم. این شرایط بیش از هر چیز بر اقتصاد تأثیر می‌گذارد اما فرهنگ نیز از آن جدا نیست. این جنگ علاوه بر ابعاد اقتصادی، ابعاد فرهنگی هم دارد و نمی‌توان گفت حوزه هنر از تأثیرات آن مصون مانده است. وقتی می‌خواهیم وضعیت گالری‌ها را بررسی کنیم، نمی‌توانیم شرایط فعلی را نادیده بگیریم.
مقدمه دوم، نسبت حراج تهران با کل پهنه هنرهای تجسمی است. بالا بودن قیمت‌ها در یک حراجی، لزوماً به معنای رونق همه بخش‌های بازار هنر نیست. همچنین اگر فروش یک دوره حراج نسبت به دوره قبل افزایش چشمگیری داشته باشد، نمی‌توانیم صرفاً بر اساس همین اتفاق درباره وضعیت کلی بازار قضاوت کنیم. باید این روند را در یک بازه زمانی طولانی‌تر بررسی کرد. آیا در دوره‌های بعدی حراج نیز همین روند ادامه پیدا می‌کند؟ آیا با یک شیب صعودی پایدار مواجه هستیم یا افزایش فروش، جهشی مقطعی است که پس از مدتی فروکش می‌کند؟
این پرسش‌ها به بررسی دقیق‌تری نیاز دارند. در شرایطی که گردش مالی برخی حوزه‌های اقتصادی کاهش پیدا کرده و بازارهای مختلف با محدودیت مواجه شده‌اند، سرمایه ممکن است به دنبال فرصت‌های تازه‌ای باشد و به‌صورت مقطعی به سمت بازار هنر حرکت کند.
از این منظر، حتی اگر در حراج تهران رقم بزرگی جابه‌جا شود، لزوماً نمی‌توان گفت این میزان پول به بدنه گالری‌ها و سایر بخش‌های بازار هنر منتقل شده است. حراج تهران عمدتاً با گالری‌های بزرگ‌تر و باسابقه‌تر ارتباط دارد، هرچند در دوره‌های مختلف، گالری‌های کوچک‌تر و میان‌رده نیز در این رویداد حضور داشته‌اند اما نمی‌توان وضعیت همه گالری‌ها را با عملکرد حراج تهران سنجید. البته در مجموع، فضای هنرهای تجسمی را رو به گسترش می‌بینم اما پایداری این رشد مسئله مهمی است که باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

با این حال، افزایش تعداد گالری‌ها الزاماً به معنای پایداری اقتصادی آن‌ها نیست. به نظر می‌رسد بسیاری از گالری‌های جدید، کوچک و میان‌رده‌اند. آیا این گسترش می‌تواند نشانه شکل‌گیری یک بازار پایدار باشد؟

اگر بخواهیم وضعیت فعلی را جمع‌بندی کنیم، باید بگویم با افزایش تعداد گالری‌ها و گسترش فعالیت‌های هنری مواجه هستیم اما درباره پایداری این روند همچنان نگرانی‌هایی وجود دارد.
بخش قابل ‌توجهی از گالری‌های جدید، کوچک و میان‌رده‌اند. برای مثال، در تهران تعداد گالری‌هایی که فضای بسیار بزرگی داشته باشند، معدود است و بسیاری از نگارخانه‌ها در فضاهای کوچک‌تر فعالیت می‌کنند. این اتفاق از یک جهت امیدوارکننده است و نشان می‌دهد هنرمندان و فعالان این حوزه به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند با سرمایه‌های محدودتر وارد عرصه گالری‌داری شوند. آن‌ها احساس می‌کنند بازار مخاطب داشته و امکان شکل ‌دادن به یک محفل هنری و اقتصادی وجود دارد، اما همه ابعاد این موضوع مثبت نیست. یکی از عواملی که می‌تواند در افزایش مراجعه به گالری‌ها نقش داشته باشد، کاهش رونق برخی محافل دانشگاهی و علمی است. وقتی فرصت‌های گفت‌وگو و فعالیت در محیط‌های دانشگاهی محدود می‌شود، علاقه‌مندان هنر ممکن است برای دیدن آثار و گفت‌وگو درباره آن‌ها به گالری‌ها مراجعه کنند. این اتفاق می‌تواند فعالیت گالری‌ها را افزایش دهد اما باید دید این وضعیت تا چه اندازه دوام می‌آورد.

یکی از بحث‌هایی که درباره گالری‌های بزرگ و حراج تهران مطرح می‌شود، احتمال پولشویی در معاملات آثار هنری است. با توجه به ارقام بالای معاملات، این نگرانی تا چه اندازه جدی است؟ آیا معافیت‌های مالیاتی می‌تواند زمینه سوءاستفاده را فراهم کند؟

مسئله پولشویی در بازار هنر، موضوعی است که محدود به ایران نیست و در کشورهای مختلف نیز درباره آن بحث می‌شود. یکی از دلایل این حساسیت، آن است که قیمت آثار هنری همیشه براساس یک معیار رسمی و ثابت تعیین نمی‌شود و قیمت‌ها ممکن است در حراجی‌ها با معاملات خارج از حراج، تفاوت زیادی داشته باشد. در چنین شرایطی، طبیعتاً احتمال ایجاد شبهه پولشویی وجود دارد و به همین دلیل، نظارت و شفافیت اهمیت زیادی پیدا می‌کند. درباره معافیت مالیاتی نیز باید توضیح بدهم که این معافیت‌ها برای خریداران آثار هنری اعمال نمی‌شوند بلکه برخی فعالان و مجموعه‌های عرضه‌کننده آثار، از جمله نگارخانه‌ها می‌توانند در چارچوب مقررات از تسهیلات مالیاتی برخوردار شوند.
البته طرح‌ها و پیشنهادهایی برای گسترش خرید آثار هنری نیز مطرح بوده است. برای مثال در برنامه توسعه، موضوع اختصاص بخشی از منابع شرکت‌های دولتی به خرید آثار هنری مورد توجه قرار گرفته است. این موضوع با مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها تفاوت دارد و به تکالیفی مربوط می‌شود که در برنامه توسعه پیش‌بینی شده‌اند. با این حال، زیرساخت‌های اجرایی آن هنوز به‌طور کامل آماده نیست و در حال گفت‌وگو درباره آن هستیم.
درباره حراج تهران نیز باید گفت در آخرین دوره، پلیس امنیت اقتصادی و نهادهای صنفی در نظارت بر رویداد حضور داشتند. از این نظر، با توجه به محدود بودن بازار و تعداد کم رویدادهای بزرگ، امکان رصد معاملات وجود دارد. البته نمی‌توان گفت احتمال بروز تخلف به‌طور مطلق منتفی است، شبهه و خطر آن وجود دارد و باید برای پیشگیری از هر گونه سوءاستفاده نظارت‌ها تقویت شوند.
از سوی دیگر، شفافیت اقتصادی به نفع برگزارکنندگان حراج نیز هست. خوش‌نامی برای بازار هنر اهمیت زیادی دارد و اگر خدشه‌ای به اعتبار یک مجموعه وارد شود، بازسازی آن دشوار خواهد بود. بنابراین برگزارکنندگان نیز انگیزه دارند که معاملاتشان در فضایی شفاف انجام شود و اعتماد عمومی به بازار افزایش پیدا کند و هیئت مدیره حراج تهران هم از این نظارت و شفافیت استقبال می‌کند.
تا الان گزارش مشخصی درباره سوءاستفاده مالی در برگزاری چنین رویدادهایی به دست ما نرسیده است.
گزارش‌هایی که مطرح می‌شوند بیشتر در حد اظهارنظرهای غیررسمی است ولی باید خطر را جدی گرفت و اجازه نداد چنین اتفاقاتی رخ دهد.
ضمن اینکه وزارت فرهنگ به‌تنهایی مرجع تخصصی رسیدگی به همه مسائل اقتصادی از جمله پولشویی، قاچاق یا جابه‌جایی پول‌های مشکوک نیست. این موضوعات به همکاری نهادهای مسئول نیاز دارند. به همین دلیل از وزارت صمت و وزارت امور اقتصادی و دارایی خواسته‌ایم در این زمینه مشارکت کنند. گفت‌وگوهای خوبی در این خصوص انجام شده است و امیدواریم با افزایش همکاری میان دستگاه‌های مسئول، شفافیت بازار هنر بیشتر شود. ضمن اینکه ارقام بالای چنین معاملاتی می‌تواند توجه مسئولان را به ضرورت نظارت دقیق‌تر روی این موضوع جلب کند.

در کنار حراج تهران که بیشتر با معاملات بزرگ و خریداران خاص شناخته می‌شود، آیا برنامه‌ای برای توسعه بازار آثار هنری با قیمت‌های متوسط و پایین‌تر وجود دارد؟ به بیان دیگر، چگونه می‌توان خرید آثار هنری را به میان مردم و خانواده‌ها برد؟

برای ارزیابی بازار هنر، نباید فقط به حراج تهران نگاه کنیم. حراج‌های بزرگ بخشی از یک اکوسیستم گسترده‌تر هستند و در کنار آن‌ها، نمایشگاه‌ها و بازارهایی وجود دارند که مخاطبانشان عموم مردم‌اند.
برای مثال نمایشگاهی که قرار است آخر این هفته در ایران‌مال برگزار ‌شود، مستقیماً مخاطب عمومی را هدف قرار داده است. در این رویداد، برخلاف حراج‌هایی که معمولاً خریداران خاص و مجموعه‌داران در آن‌ها حضور دارند، مردم می‌توانند آثار هنری را برای خانه یا محل کار خود خریداری کنند. در این نمایشگاه، آثار با قیمت‌های متوسط و پایین‌تر نیز عرضه می‌شوند و مخاطبان می‌توانند با بودجه‌ای کمتر از ۲۰ میلیون تومان یا در محدوده‌های قیمتی دیگر، متناسب با عرضه آثار، برای خرید اثر هنری اقدام کنند. تاکنون نیز حدود ۱۰هزار نفر برای حضور در این رویداد نام‌نویسی کرده‌اند.
این اتفاق اهمیت زیادی دارد، زیرا به ما نشان می‌دهد بازار هنر فقط به خریداران آثار چندصد میلیارد تومانی محدود نیست. خانواده‌ای که می‌خواهد فضای خانه خود را با یک اثر هنری زیباتر کند نیز می‌تواند بخشی از این بازار باشد. اگر فقط به حراج تهران توجه کنیم و نمایشگاه‌هایی را که با هدف جذب مخاطب عمومی برگزار می‌شوند نادیده بگیریم، بخش مهمی از اقتصاد هنر را از دست داده‌ایم.
در واقع این بخش‌ها مکمل یکدیگرند. رونق بازار آثار با قیمت‌های متوسط می‌تواند به شکل‌گیری فرصت‌های تازه برای هنرمندان و استعدادهای جدید کمک کند. این استعدادها نیز در ادامه مسیر می‌توانند وارد بخش‌های دیگر بازار شوند.
بنابراین نباید تصور کنیم که حراج تهران و نمایشگاه‌های عمومی رقیب یکدیگرند یا رونق یکی به زیان دیگری تمام می‌شود. هر کدام، مخاطبان و کارکردهای خاص خود را دارند و در کنار هم به توسعه اکوسیستم هنر کمک می‌کنند. ضمن اینکه برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی لزوماً به حمایت مالی مستقیم دولت نیاز ندارد. گاهی حمایت معنوی، فراهم‌ کردن بستر ارتباط میان تولیدکنندگان و هنرمندان و کمک به معرفی آثار می‌تواند نقش مهمی در گسترش بازار داشته باشد. تلاش ما این است که میان بخش‌های مختلف بازار هنر تعادل برقرار کنیم و شرایطی فراهم شود که هم بازار آثار گران‌قیمت و هم بازار آثار میان‌رده و ارزان‌تر امکان رشد داشته باشند. در نهایت، هنر زمانی می‌تواند از نظر اقتصادی به جایگاه پایدارتری برسد که ارتباط میان هنرمندان، گالری‌ها، تولیدکنندگان، خریداران و مخاطبان عمومی تقویت شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha